عشق من .
بهانه نیاور.!
رفتنت برای بودن با دیگری بود .
نه تقدیر را گردن بزن و نه با دستهای
روزگار کاری داشته باش .
مسئله دست تو بود که در دستهای
دیگری جا خوش کرده بود .
بیخیالت میشوم! برو .!
به باران بی امان چشمهایم میگویم :
"من اگر من باشم اشکی برای
کسی که مرا "مفت فروخت" نمیریزم."
,تو ,دستهای ,بی ,امان , , ,بود ,دستهای ,میگویم ,باران بی

درباره این سایت